محمد ربيع بن محمد ابراهيم
60
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
را با پاندان مرصع نزديك به تخت بردند شاه سر از تخت برآورده به دو دست سرفراز نامهء و الا را گرفته بوسيده به تاج و چشم و سينه خود متصل ساخته بر ميان تخت خود جاى داده به وساطت سيام پتراجا « 1 » اعنى سردار و استصواب ديلماج تكليف نشستن به اين بندگان و به زبان خود خطاب به سردار كرد مؤمى اليه بعد از الك به طريق معهود و دعا و ثنا بدين طريق كه خطاب و دعاء شاه پراپت تاچئو كاستى كلاوستى كلامم كورب كا « 2 » نموده و تفسير اين كلمات بدانچه مقصود ايشانست عين كفر است يعنى « پرورنده زمين و آسمان امر تو بر سر من رحم كن بر من » و اين مكالمه و آن قسم سجده بايد در هر فقرهء سئوال و جواب به عمل آيد نهايت مردم ايران ميگويند كه « اى صاحب و ملاذمن التفات تو عين و نهايت مرحمت است » فرمود كه از ابراهيم بيك و كالونگان و در آنجا ملازمانى را كه قابليت حضور دارند كالونگ « 3 » ميگويند بهپرسيد كه ولينعمت در وقت بيرون آمدن شما به صحت و سلامت در خراسان تشريف داشت گويا ايشان ايران را منحصر در خراسان ميدانند مشار اليه در جواب عرض نمود كه در حين محرومى بندگان از آستان فردوس مكان اعلى حضرت و الا تبار سكندر لشكر جم اقتدار فص خاتم سليمانى خورشيد فروغ كشورستانى نواب اشرف دار السلطنه اصفهان را مقر سلطنت و مركز دائره جهانبانى و خلافت نموده لله الحمد و المنه ابواب بهجت و خرمى من جميع الوجوه بر روى اولياى دولت ابد مدت
--> ( 1 ) - Pet raja . در متن « پىتهراجه » نوشته شده است . ( 2 ) - در نسخه خطى « پربدى چو كاسيك لاسيك موم كوراب كان » نوشته شده كه به صورت بالا : « Pra Put ta Chao kha Sai Klao Sai Klamom , Ko Rub Kha » تصحيح گرديد . ر ك : مك فارلند . فرهنگ ياد شده ( 3 ) - Kha Luang ( غلام شاه ) . اين اصطلاح در دربار سيام اكنون به گماشته ملكه اطلاق ميگردد و در اصطلاح وزارت كشور استاندار را كالونگ خطاب ميكنند . كالونگان جمع كالونگ به كار رفته است .